
داری میری حرفی نمونده برام
بجز اینکه واست دعا می کنم
همیشه یه لحظه درست قبلِ خواب
تو رو عشقبانو صدا می کنم
حالا که نمی مونی باشه ولی
فقط گاهی عشقم رو یادت بیار
نبر! عکس و عطر و گلِ سینه تو
یه چیزی توی زندگیم جا بذار
نرفتی هنوز و می سوزه تنم
نرفتی و دنیام جهنم شده
تو این لحظه که دور میشی ببین
چقدر فاصله بینِ ما کم شده
به روتم نیارم می دونی خودت
ببین! باختم! آخرِ بازیه
تو میری و شاید بمیره دلم
تو میری و شاید خدا راضیه
قدم هاتو بردار و آروم برو
برو دیگه دلتنگیامو نبین
چقد سخته بی تکیه گاه بودنم
هوامو نداری دیگه بعد از این
گذشت زمان مرهم زخم نیست
تو میری و این عشق، بی منطقه
همیشه درست لحظه ی آخره
که آدم می فهمه چقدر عاشقه
ترانه سرا : علی کمارجی
خواننده و آهنگساز : بهنام سرفرازی
کاور : میثم مسافری
این ترانه رو با نام عشقبانو نوشتم. ولی برای اجرا اون کلمه ی ترکیبی عوض شد! البته اگر ترکیب دو کلمه ی بسیط رو در نهایت یک کلمه ی ترکیبی حساب کنیم؛ من اینطوری حساب می کنم. بیت “عکس و عطر و گلِ سینه” هم عوض شد. این تغییرات به درخواست بهنام انجام شد و در نهایت اثری که آفریده شده رو دوست دارم. بهنام سرفرازی یکی از بهترین آهنگسازان و تنظیم کنندگان سبک پاپ کلاسیک ایرانه. نوازندگی ویولن و پیانوی آثارش رو خودش انجام میده و به نحو استادانه ای ملودی می سازه. باید حتما اثر نهایی رو گوش کنید تا متوجه صحبتم بشین. از کانال یوتوب علی کمارجی گوش کنید!
دیدگاهتان را بنویسید