
رفت، دنیامو بُرد!
رفت، خوشبختی مُرد!
رفت، قلبم ترسید!
رفت، بارون بارید!
ندیدمش دیگه هرگز
حتی نگفت خداحافظ
تنها موندم زیرِ بارون
تک و تنها تو خیابون
عشق، مثلِ زخمه!
رفت، چون بی رحمه!
اشک، توی چشمام!
درد، حسِ دنیام!
ندیدمش دیگه هرگز
حتی نگفت خداحافظ
تنها موندم زیرِ بارون
تک و تنها تو خیابون
مثِ شمعی، رو به بادم
می خوامش و نمی خوادم
پشیمونم از این احساس
برای من تهِ دنیاس
ترانه سرا: علی کمارجی
موسیقی: مهدی میلانی
خواننده: آرینا
توی استودیوی مهدی بودم که گفت: یه ملودی دارم و می خوام روش ترانه بنویسی. وقتی پروژه رو پلی کرد دیدم یه حس عجیب و غریب و سهمگین و بسیار غمگینِ اون ملودی به نحوی در من نفوذ می کنه. انگار هم داره چنگال به گوشت و استخونم می کشه و هم داره به ترانه تبدیل میشه. اینها رو به میلانی نگفتم ولی بهش گفتم آقا ترانه خود به خود داره ساخته میشه! و ساخته شد و عجب چیزی شد. به نظر ساده ست ولی روی ملودی نوشتن همیشه چالش های خودش رو داره. این ترانه به کلی برای من یه چیز دیگه ست و شاید، از همه کارهام بیشتر دوستش دارم؛ حتی با اینکه به ظاهر ساده ست ولی برای من دوست داشتنی تره. تنظیم کار رو بشنوید که چقدر عالیه! قسمتی که همصدایی سه صدا رو می شنوید هم صدای من و مهدی میلانی و خود خواننده ی نازنین ماست. من نمی تونم از این صدای خوب و این خواننده ی توانمند تعریف و تمجید و تشکر نکنم. ایشون مثل یک بازیگر برای تک تک کلمات نقش آفرینی می کنه و این امر بجز تسلط عمیق بر روی مباحث صدا سازی، اصولا امکان نداره. این کار رو به هر حال می تونید از کانال یوتوب علی کمارجی گوش کنید!
دیدگاهتان را بنویسید