
برخیز و بیاور قدحی، جامِ شرابی
در صبحِ بهاران، چه خوش آن باده ی نابی
نوروزِ عزیز آمده، ای یار کجایی
برخیز و بیفکن ز من این رسمِ جدایی
ای لعلِ لبِ تو
چون جامِ شرابم
مانندِ تو ای یار
در شهر، نیابم
عید آمده اکنون
ایران همه شاد است
در یادِ من ای دوست
از عشق تو یاد است
مستانه سپردم به تو دل را که عزیزی
در ساغر هستی چه بریزی یه نریزی
ای جانم و جانانم و درمانم و عشقم
عیده آمد و نام تو بر این فال نوشتم
ای لعلِ لبِ تو
چون جامِ شرابم
مانندِ تو ای یار
در شهر، نیابم
عید آمده اکنون
ایران همه شاد است
در یادِ من ای دوست
از عشق تو یاد است
خواننده: آنیتا
ملودی: پیمان ایزدی
ترانه: علی کمارجی
تنظیم: حمید مجدی
ویولن: کوشاصرافی گهر
این اثر یک ترانه به زبان معیار است. یک نکته بسیار مهم این وسط وجود دارد و آن هم این است که سرودن به زبان معیار اثر شما را به شعر تبدیل نمی کند. دقیقا به همین علت سرودن شعر به زبان گفتاری هم اثر شما را به ترانه تبدیل نخواهد کرد! حالا چرا برخی برعکس این بدیهیات تصور می کنند؟ این یک سوء تفاهم بزرگ ناشی از عدم آگاهی است که از میانه ی دهه ی هفتاد – که موسیقی مثلا آزاد شد – تا به امروز گریبان شاعران و ترانه سرایان ایرانی را سفت چسبیده و رها نمی کند. شما مثل اینها نباشید! بیشتر دقت کنید و در دام رسانه ها نیفتید. خودتان پیگیر هر چیزی باشید و به حرف های هیچ کس؛ حتی بنده اعتماد کامل نکنید.
این اثر به مناسبت نوروز در گروه شبکه های جم منتشر شده است. از پیمان ایزدی عزیز بی نهایت سپاسگزارم و قدردان محبت حمید مجدی عزیزم هستم. برای تماشای این اثر که هم به صورت کلیپ تصویری و هم به صورت صوتی است می تونید از کانال یوتوب علی کمارجی دیدن کنید!
دیدگاهتان را بنویسید