
بد جوری دلم گرفته – توی این اتاق خالی
با خودم حرف می زنم یا – با یه آدم خیالی؟
این کیه که ابر ِ چشماش – پرِ بارونه همیشه؟
چرا رسم روزگارش – غمگینه، عوض نمیشه؟
این منم، تنهاترین مرد – وسط این همه گریه
تو قفس، اسیر ِ غصه – تو دلم پر از گلایه
آدما تنهام گذاشتن – تو دل این خونه ی سرد
وقتی عشق میشه خود ِ درد – به چی میشه اعتماد کرد؟
توی پاییز ِ همیشه – همه دل بریدن از من
حالا با یه دونه گیتار – گریه هام ترانه میشن
این منم که بی ستاره – با قلب ِ پاره پاره
سهمش از تمام دنیا – اشکای بی اختیاره
بداهه ای که اصلا فکر نمی کردم قراره به اجرا برسه. اما شخصی که کار رو گرفت اول با گیتار برای خودش زد و بعد از چندی، پیام داد و گفت کار رو ساختم! اصلا از کار نهایی رضایت ندارم و دوست نداشتم این کار این شکلی منتشر بشه. از کانال یوتوب علی کمارجی اثر نهایی رو گوش کنید
دیدگاهتان را بنویسید