فرودگاه

ترانه سرا علی کمارجی

سرم گیجه، می لرزم، احساسِ من
مث کوه در حال ویرونیه
منی که داره دور میشه درست
شبیه یه پروانه ی خونیه

فرودگاه پر از آدمه اما من
دارم غرق میشم تو تنهاییام
از اینجا به بعد، دیگه خاموشیه
از اینجا به بعد، بغض داره صدام

بلیط تو جیبم مث بمب شده
داره قلبمو منفجر می کنه
چمدون توی دستهام یخ زده
بلندگو سکوت منتشر می کنه

کدوم مقصدی وقتی عطر تو نیست؟
کدوم دهکده تو کجای جهان؟
فقط فکر اینم، چطور میشه رفت؟
فقط فکر اینم، کجایی الان؟

چمدون چه سنگینه! انگار که
مث سینه ی من پر از غم شده
تنم داره می سوزه ! پرواز من
یه پرواز رو به جهنم شده

باید رفت اما دلو جا گذاشت
دو تیکه شدن آخر ماجراست
سکانس نهایی زمستونیه
یه پایان سرد بین دستای ماست

به طوفان تنهایی باید سپرد
یه پروانه ی بی سرانجام رو
باید قبل نابودی تقدیم کنم
به تو، بهترین حس دنیام رو

توی فرودگاه مهرآباد وسط شلوغی های تاخیر پرواز به سمت آبادان، این ترانه رو نوشتم. بعدا این کار به دست پیمان عزیز رسید و مدت ها در نوبت انتشار بود تا اینکه پروازی از ایران سقوط کرد و دقیقا همون موقع این اثر منتشر شد. فکر می کنم سرنوشت این ترانه انتشار برای یک ماجرای غیر عاشقانه بود و سوژه ی اثر از اول شخص مفرد به سوم شخص جمع تغییر حالت داد. این اثر رو به تمام عزیزانی که در اون پرواز از خانواده شون جدا افتادن تقدیم می کنم. از کانال یوتوبم ببینید

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق مادی و معنوی برای علی کمارجی محفوظ است. 1380-1404