نقد و بررسی ترانه «نترسون» اثر ایرج جنتی عطایی


نقد علی کمارجی بر آثاری از ایرج جنتی عطایی و رتانه هایش

ایرج جنتی عطایی به عنوان ترانه سرای کهنه کار و برجسته ایرانی، یکی از پیشگامان موج نوی ترانه‌سرایی در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی است که با خلق بیش از صدها ترانه ماندگار، تأثیر عمیقی بر موسیقی پاپ ایران گذاشته است. متأسفانه، این روزها خبر بستری شدن ایشان به دلیل بیماری دمانس منتشر شده و از صمیم قلب برای این هنرمند بزرگ آرزوی سلامتی و آرامش دارم. ترانه «نترسون»، یکی از آثار شاخص اوست و در این مقاله به بررسی جامع این ترانه از منظر ساختار، محتوا، زبان، موسیقی و تأثیر اجتماعی آن می‌پردازم. کلیه مطالب این متن با استناد بر اصول ترانه‌سرایی مندرج در کتاب بنیاد ترانه که توسط نشر نیماژ و شخص علیرضا اسدی جنتی به یغما رفته تهیه شده است!

۱. زمینه تاریخی و اجتماعی ترانه

ترانه «نترسون» مرا به یاد خود مولف اثر می اندازد؛ چرا که جنتی عطایی سابقه دستگیری به دلیل سرودن ترانه‌های اعتراضی در دوران پهلوی را دارد. این اثر، با بن‌مایه‌ای از مقاومت در برابر ترس و سرکوب، پیامی از شجاعت و ایستادگی را منتقل می‌کند. جنتی عطایی در یک گفت‌وگو این ترانه را بخشی از یک حرکت اعتراضی گسترده‌ دانست. نکته مهم به این شکل خلاصه می شود که مولف اثر، این ترانه را به یک اثر سیاسی-اجتماعی تبدیل کرده که فراتر از یک قطعه موسیقایی، به بیانیه‌ای برای آزادی و امید بدل شده است.

۲. تحلیل محتوایی و مضمونی

یک ترانه موفق باید دارای مضمونی منسجم و پیامی روشن باشد که با مخاطب ارتباط عاطفی و فکری برقرار کند. «نترسون» در این زمینه نمونه‌ای درخشان است. مضمون اصلی ترانه، دعوت به شجاعت و ایستادگی در برابر ترس‌های ناشی از سرکوب، مرگ و رنج است. جنتی عطایی با استفاده از تصاویر طبیعی و استعاری مانند «باغ و گل»، «سنگ و برف»، «ماه و ابر» و «کوه و حرف»، پیامی جهانی و جاودانه خلق کرده که ترس را به عنوان مانعی در برابر عشق، آزادی و زندگی نشان می‌دهد.

الف. شجاعت و مقاومت

ترانه با تکرار عبارت «نترسون» به عنوان یک فرمان عاطفی و انگیزشی، مخاطب را به غلبه بر ترس دعوت می‌کند. این دعوت در ابیاتی مانند «نترسون ما رو از مرگ» و «نه تیر و دشنه / نه دار و زندون / ستاره‌ها رو از شب نترسون» به اوج خود می‌رسد. این ابیات، با اشاره به ابزارهای سرکوب کلاسیک (تیر، دشنه، دار و زندون)، نشان‌دهنده‌ی یک مبارزه آشکار با نیروهای ستمگر است. جنتی عطایی با این رویکرد از «زبان گفتاری» برای ایجاد ارتباط عمیق با مخاطب عام استفاده کرده و در عین حال، پیام اجتماعی خود را با قدرت منتقل می‌کند.1

ب. امید و رستاخیز

ترانه در کنار پیام مقاومت، سرشار از امید است. ابیاتی مانند «سلام ای صبح آزادی / سلام ای روشن فردا» و «از این سرچشمه تا دریا / خوشا شکفتن و رستن» نشان‌دهنده‌ی چشم‌اندازی روشن به آینده است. این نگاه امیدوارانه به مخاطبان انگیزه‌ای برای ادامه زندگی می‌ دهد. جنتی عطایی با این رویکرد، همان طور که در کتاب بنیاد ترانه نیز گفته ام، از «زبان شاعرانه» برای خلق تصاویری استفاده کرده که هم عاطفی و هم انگیزشی هستند.

ج. عشق و آزادی

یکی از ویژگی‌های برجسته ترانه، پیوند میان عشق و آزادی است. در بیت «چه ترسی داره بوسه بر/ لب خونین آزادی؟»، جنتی عطایی عشق را نه تنها به عنوان یک احساس شخصی، بلکه به عنوان نیروی محرکه‌ای برای مبارزه با ستم تصویر می‌کند. این پیوند، ترانه را از یک اثر صرفاً سیاسی به یک اثر انسانی و عاطفی ارتقا می‌دهد، که با اصول ترانه‌سرایی حرفه‌ای در کتاب «بنیاد ترانه» هم‌خوانی دارد.

۳. ساختار و فرم ترانه

ساختار یک ترانه باید دارای انسجام، ریتم و هماهنگی با ملودی باشد. «نترسون» از نظر ساختاری، ترکیبی از بندهای تکرارشونده و یک ترجیع بند قدرتمند است که پیام اصلی ترانه را تقویت می‌کند. البته از چنین مولفی این گونه از توانایی و تسلط بعید نیست.

الف. ساختار ترانه

ترانه از بندهای چهارخطی تشکیل شده که هر بند با تکرار عبارت «نترسون» آغاز می‌شود. این تکرار، هم به عنوان یک ابزار موسیقایی و هم به عنوان یک تکنیک ادبی، حس فوریت و تأکید را به مخاطب منتقل می‌کند. ترجیع بند ترانه («نه تیر و دشنه / نه دار و زندون / ستاره‌ها رو از شب نترسون») با ریتمی محکم و زبانی ساده اما تأثیرگذار، به نقطه اوج عاطفی هر بخش تبدیل شده است. این ساختار به ترانه «وزن درونی» می‌بخشد که با موسیقی سبک پاپ آقای فرید زلاند هماهنگی دارد.2

ب. وزن و قافیه

وزن ترانه، به سبک ترانه‌های پاپ دهه‌های ۵۰ و ۶۰ خورشیدی، ساده و روان است و از الگوهای عروضی کلاسیک فاصله گرفته است. وزن اثر از سه توالی متفاوت “مفاععلن فعولن” و “مفاعیلن مفاعلین” و “مفاعیلن فع” که در ترجیع بند بکار رفته استفاده کرده است. برخی از رکن ها با زحاف مورد استفاده قرار گرفته است و هنرمندی مولف اثر، استفاده از رکن های مشابه و زحافات آن برای برقراری یک هارمونی وزنی زیبا در تمام قسمت های این ترانه است. جنتی عطایی با استفاده از زبان محاوره و قافیه‌های طبیعی (مانند گل/برف، ابر/حرف)، به ترانه روانی و قابلیت اجرا بخشیده است. این ویژگی، با توصیه‌های کتاب «بنیاد ترانه» برای استفاده از وزن‌های ساده در ترانه‌های پاپ هم‌خوانی دارد.3

ج. هماهنگی با ملودی

آهنگسازی فرید زلاند برای «نترسون» به گونه‌ای است که وزن ترانه و ملودی به طور کامل مکمل یکدیگر هستند. ملودی با ریتمی حماسی و در عین حال عاطفی، حس مقاومت و امید را تقویت می‌کند. هماهنگی میان کلام و ملودی یکی از ارکان اصلی یک ترانه موفق است، و «نترسون» در این زمینه به خوبی عمل کرده است.

۴. زبان و تصویرسازی

زبان ترانه «نترسون» ترکیبی از سادگی زبان گفتاری و غنای سرایش ترانه است. جنتی عطایی با استفاده از تصاویر طبیعی مانند «باغ و گل»، «پروانه و شعله» و «شبنم و نور»، به ترانه عمق بخشیده است. این تصاویر، به گفته‌ی کتاب «بنیاد ترانه»، به ترانه «لایه‌های چندگانه» می‌دهند که هم برای مخاطب عام قابل فهم است و هم برای مخاطب خاص، معنایی عمیق‌تر دارد. این کار با استفاده از دو لایه ی عاشقانه و معترض هم انجام شده که پیشتر بدان اشاره شد.

الف. استعاره و نماد

استعاره به معنای استفاده از واژه یا عبارتی برای بیان شباهت غیرمستقیم میان دو مفهوم است که به غنای تصویرسازی کمک می‌کند. استعاره‌های ترانه، مانند «ستاره‌ها» به عنوان نماد امید و مقاومت، یا «شب» به عنوان نماد ستم و تاریکی، به خوبی با مضمون ترانه هم‌خوانی دارند. بیت «کجا پروانه ترسید / از حریر شعله پوشیدن؟» یکی از زیباترین نمونه‌های تصویرسازی شاعرانه است که شجاعت را با تصویر پروانه‌ای که به سوی شعله می‌رود، به نمایش می‌گذارد. به بیان بهتر:

«حریر شعله پوشیدن» (بند چهارم): «شعله» به‌عنوان استعاره‌ای از خطر و فداکاری، و «حریر» به‌عنوان نمادی از لطافت و زیبایی، ترکیبی پارادوکسیکال خلق می‌کند که شجاعت پروانه را در مواجهه با خطر نشان می‌دهد.4

«ستاره‌ها رو از شب نترسون» (ترجیع بند): در این بیت، «ستاره‌ها» استعاره از امید، مقاومت و انسان‌های مبارز است، و «شب» استعاره از ستم، تاریکی و سرکوب. این استعاره، مفهوم مبارزه با ترس را به شکلی شاعرانه و جهانی منتقل می‌کند.

«لب خونین آزادی» (بند دوم): «لب خونین» استعاره از فداکاری و رنجی است که در راه آزادی متحمل می‌شود، و «بوسه» نمادی از عشق و تعهد به آرمان آزادی.

ب. سایر آرایه های ادبی
کتاب «بنیاد ترانه» در تعریف آرایه‌های ادبی (Figures of speech) تأکید می‌کند که این ابزارها به برجسته‌سازی (Foregrounding) کلام و ایجاد زیبایی و تأثیر عاطفی کمک می‌کنند. آرایه‌ها در ترانه، به‌ویژه در زبان محاوره، باید به‌گونه‌ای باشند که هم ساده و قابل‌فهم برای مخاطب عام باشند و هم عمق شاعرانه‌ای برای مخاطب خاص ارائه دهند. ترانه «نترسون» از آرایه‌های متعددی بهره می‌برد که در ادامه به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنم:

ب. تشبیه (Simile)

  • تشبیه، مقایسه‌ای آشکار میان دو چیز با استفاده از واژه‌هایی مانند «مثل» یا «چون» است که در ترانه باید با زبان محاوره هماهنگ باشد. گرچه ترانه بیشتر به استعاره متکی است، اما برخی تشبیه‌های ضمنی در آن دیده می‌شود. برای مثال:
  • «خوشا شکفتن و رستن» (بند سوم): این عبارت، با ایجاد شباهتی ضمنی میان انسان و طبیعت (مانند شکوفه یا گیاه که رشد می‌کند)، حس امید و تجدید حیات را منتقل می‌کند. اگرچه واژه تشبیهی صریح (مثل) استفاده نشده، اما تصویرسازی آن به تشبیه نزدیک است.

ج. تشخیص (Personification)

شخیص یا جان‌بخشی، نسبت دادن ویژگی‌های انسانی به اشیای غیرانسانی است که به ایجاد ارتباط عاطفی کمک می‌کند. برای مثال:

  • «نترسون باغو از گل / نترسون سنگو از برف» (بند اول و آخر): در این ابیات، باغ، سنگ، ماه، کوه، بید، خاک و عشق به‌عنوان موجوداتی دارای احساس معرفی می‌شوند که می‌توان آن‌ها را ترساند. این جان‌بخشی، طبیعت را به‌عنوان همراه انسان در مبارزه نشان می‌دهد و حس همبستگی را تقویت می‌کند.
  • «کجا پروانه ترسید / از حریر شعله پوشیدن؟» (بند چهارم): پروانه به‌عنوان موجودی شجاع که آگاهانه به سوی شعله می‌رود، انسانی تصویر شده و نمادی از فداکاری عاشقانه و مبارزاتی است.

د. تلمیح (Allusion)

  • تلمیح، اشاره غیرمستقیم به یک واقعه، شخصیت یا مفهوم تاریخی، ادبی یا فرهنگی است. برای مثال:
  • «نه تیر و دشنه / نه دار و زندون» (ترجیع بند): این عبارت تلمیحی به ابزارهای سرکوب در تاریخ از جمله اعدام‌ها و زندان‌ها دارد. این ارجاع، به ترانه عمق تاریخی بخشید.
  • «سلام ای صبح آزادی / سلام ای روشن فردا» (بند چهارم): این بیت به مفهوم آرمانی آزادی و امید به آینده‌ای بهتر تلمیح دارد، که در فرهنگ ایرانی با مفاهیمی مانند «صبح امید» و «فردای روشن» پیوند خورده است.

ه. کنایه (Irony)

  • کنایه، بیان چیزی به شکلی است که معنای ظاهری آن با معنای واقعی تفاوت داشته باشد. برای مثال:
  • «چه ترسی داره بوسه / بر لب خونین آزادی؟» (بند دوم): این بیت کنایه‌ای است به این‌که بوسه (نماد عشق و محبت) در راه آزادی، حتی اگر با رنج و خون همراه باشد، ترسناک نیست. این کنایه، شجاعت را در برابر خطر ستایش می‌کند.

و. واج‌آرایی (Alliteration)

  • واج‌آرایی، تکرار صامت‌ها یا مصوت‌ها برای ایجاد موسیقی کلامی و تقویت ریتم است. برای مثال:
  • «نترسون بیدو از باد» (تکرار صدای «ب» در «بیدو» و «باد»).
  • این تکرارهای صوتی، به‌ویژه در بندهای اول و آخر، به ترانه ریتمی موسیقایی و آوایی بخشیده و «ملوس» (Melos) یا موسیقی کلام را تقویت می‌کند.

ز. تضاد (Contrast)

  • تضاد، کنار هم قرار دادن مفاهیم متضاد برای ایجاد تأکید و تأثیر عاطفی است. برای مثال:
  • «از این شب‌گوشه‌ی خاموش / از این تکرار بی‌رویا / سلام ای صبح آزادی» (بند چهارم): تضاد میان «شب خاموش» و «صبح آزادی» به ایجاد حس امید در برابر تاریکی کمک می‌کند.
  • «نترسون عشقو از رنج» (بند اول): تضاد میان عشق (احساس مثبت) و رنج (احساس منفی) نشان‌دهنده‌ی پیوند این دو در تضاد همدیگر است.

ح. تکرار (Repetition)

ترجیع بند «نه تیر و دشنه / نه دار و زندون / ستاره‌ها رو از شب نترسون» سه بار تکرار می‌شود که به ایجاد «بافت استروفیک» (Strophic form) کمک کرده و حس حماسی ترانه را تقویت می‌کند. تکرار واژه‌ها یا عبارات به انسجام (Harmony) و تأکید بر پیام اصلی کمک می‌کند. برای مثال:

عبارت «نترسون» در ابتدای هر بند و کورس تکرار می‌شود و به‌عنوان یک فرمان عاطفی و انگیزشی، پیام محوری ترانه را تقویت می‌کند.5

ج. زبان محاوره

استفاده از عبارات گفتاری مانند «نترسون» و «خوشا» به ترانه حالتی صمیمی و مردمی بخشیده است. این ویژگی، به ترانه اجازه می‌دهد که به راحتی در ذهن مخاطب حک شود و به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شود. کلمه ی خوشا پیشتر در ترانه ی فریاد زیر آب هم توسط مولف اثر استفاده شده و به دایره واژگان جنتی عطایی اختصاص دارد.

د. زاویه دید

کتاب «بنیاد ترانه» زاویه دید را به‌عنوان نحوه‌ی روایت و نگاه راوی به موضوع تعریف می‌کند و آن را به انواع مختلفی مانند دانای کل (Omniscient)، هم‌داستانی (Homo-diegetic) و متفاوت‌داستانی (Hetero-diegetic) تقسیم می‌کند .در ترانه «نترسون»، زاویه دید به‌صورت زیر قابل تحلیل است:

الف. زاویه دید هم‌داستانی (Homo-diegetic)

  • تعریف : در این زاویه دید، راوی خود بخشی از داستان یا تجربه است و از ضمیر اول شخص استفاده می‌کند.جنتی عطایی در بخش‌هایی از ترانه، به‌ویژه در بند دوم («چرا وحشت کنم از عشق؟ / چرا برگردم از شادی؟»), از ضمیر اول شخص مفرد («من») استفاده می‌کند. این زاویه دید، راوی را به‌عنوان فردی معرفی می‌کند که خود در تجربه‌ی مبارزه و عشق به آزادی حضور دارد. این انتخاب، حس صمیمیت و همدلی را با مخاطب تقویت می‌کند.

ب. زاویه دید دانای کل (Omniscient)

  • در این زاویه دید، راوی از بیرون به موضوع نگاه می‌کند و به همه‌چیز آگاه است .در بندهای اول، سوم، چهارم و آخر، راوی با لحنی کلی و آمرانه («نترسون باغو از گل»، «نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج») از زاویه‌ای فراتر از یک فرد خاص سخن می‌گوید. این زاویه دید، به ترانه بعدی جهانی و فراگیر می‌بخشد و مخاطب را به‌عنوان بخشی از یک جمع بزرگ‌تر خطاب قرار می‌دهد.

ج. ترکیب زاویه‌های دید

جنتی عطایی با هوشمندی، ترکیبی از زاویه دید هم‌داستانی و دانای کل را به کار برده است. در بندهای با ضمیر اول شخص، حس شخصی و عاطفی غالب است، در حالی که در بندهای دیگر، لحن آمرانه و کلی، ترانه را به یک بیانیه‌ی اجتماعی تبدیل می‌کند. این ترکیب، همانطور که در کتاب بنیاد ترانه هم بدان اشاره کرده ام، به ترانه «انسجام» (Harmony) و «ارتباط معطوف به هدف» (Purposive Communication) می‌بخشد و آن را برای تأثیرگذاری بر مخاطب عام و خاص مناسب می‌سازد.

ه. روایت در ترانه (Narration)

در کتاب «بنیاد ترانه» روایت را به‌عنوان شیوه‌ی بیان داستان یا پیام ترانه معرفی کرده ام که می‌تواند خطی، غیرخطی، یا از طریق تکنیک‌هایی مانند تک‌گویی درونی (Interior Monologue) یا سیلان آگاهی (Stream of Consciousness) باشد . در ترانه «نترسون»، روایت به‌صورت زیر قابل تحلیل است:

الف. روایت خطی با ساختار استروفیک

روایت در ترانه‌های استروفیک (Strophic form) معمولاً از بندهای تکرارشونده تشکیل شده که هر بند پیام یا داستان را به‌صورت تدریجی پیش می‌برد.

  • «نترسون» از ساختاری استروفیک بهره می‌برد که در آن بندهای چهارخطی با کورس تکرارشونده («نه تیر و دشنه…») پیام ترانه را به‌صورت خطی توسعه می‌دهند. هر بند، جنبه‌ای از مفهوم شجاعت و مقاومت را معرفی می‌کند:
  • بند اول و آخر: دعوت به نترسیدن از موانع طبیعی و انسانی (گل، برف، مرگ).
  • بند دوم: پیوند عشق و آزادی و نفی ترس از رنج.
  • بند سوم: تأکید بر امید و حرکت از تاریکی به سوی روشنایی.
  • بند چهارم: تصویرسازی شاعرانه از شجاعت پروانه و شبنم و خوش‌آمدگویی به صبح آزادی.
    این روایت خطی، به ترانه «پیرنگ» (Plot) مشخصی می‌بخشد که پیام را به‌صورت منسجم به مخاطب منتقل می‌کند.

ب. تک‌گویی درونی (Interior Monologue)

تک‌گویی درونی، بیان مستقیم افکار و احساسات راوی است که حس صمیمیت را تقویت می‌کند .

در بند دوم («چه ترسی داره بوسه / بر لب خونین آزادی؟ / چرا وحشت کنم از عشق؟ / چرا برگردم از شادی؟»), جنتی عطایی از تک‌گویی درونی استفاده می‌کند تا احساسات شخصی راوی (که می‌تواند نماینده‌ی هر فردی باشد) را بیان کند. این تکنیک، به مخاطب اجازه می‌دهد با راوی همذات‌پنداری کند و حس مبارزه را از منظر فردی تجربه کند.

ج. روایت استعاری و نمادین

«نترسون» داستانی نمادین از مبارزه با ستم و حرکت به سوی آزادی را روایت می‌کند. روایت در ترانه می‌تواند از طریق تصاویر و نمادها، داستانی غیرمستقیم را منتقل کند تصاویر طبیعی (باغ، سنگ، ماه، کوه) و استعاره‌های شاعرانه (ستاره‌ها، شب، پروانه) به روایت عمقی چندلایه می‌بخشند. این روایت نمادین، به ترانه «ادبیت» (Literariness) و «دوین‌دی» (Duende) یا روح شاعرانه می‌دهد که آن را از یک اثر صرفاً موسیقایی متمایز می‌کند دوین دی همان “آن” است که گاهی در محافل ادبی بدان اشاره می شود.6

۵. تأثیر اجتماعی و فرهنگی

«نترسون» به دلیل پیام قدرتمند و زبان ساده‌اش، به سرعت در میان مخاطبان پخش شد و آنقدر با دقت و استراتژی مناسب ساخته و پرداخته شده بود که مورد استقبال مخاطبان ترانه فارسی قرار گرفت. جنتی عطایی با این اثر نشان داد که ترانه می‌تواند «رسانه‌ای برای بیان مشکلات و آرمان‌های اجتماعی» باشد.

۶. مقایسه با دیگر آثار جنتی عطایی

جنتی عطایی در کارنامه خود ترانه‌های اجتماعی و عاشقانه متعددی دارد، از جمله «جنگل» (برای تروریست های واقعه ی سیاهکل ) و «خونه» (احتمالا برای مصدق السلطنه ی کودتاچی) گرفته تا ماجرای ترانه ی «رسول رستاخیر» و سایر آثاری که در دهه های پیشین منتشر کرده است. با این حال، «نترسون» جایگاهی ویژه دارد. در مقایسه با «جنگل» که به رویداد سیاه و مورد علاقه ی یک مشت چریک دیوانه در سیاهکل اشاره داشت، «نترسون» زبانی مستقیم‌تر و پیامی فراگیرتر دارد که آن را به اثری جهانی‌تر تبدیل کرده است.

۷. نتیجه‌گیری

ترانه «نترسون» اثر ایرج جنتی عطایی، نمونه‌ای برجسته از ترانه‌سرایی مدرن ایرانی است که با ترکیب زبانی زیبا، مضمون اجتماعی و ساختار موسیقایی قوی، توانسته است تأثیری عمیق بر مخاطبان خود بگذارد. این ترانه، با دعوت به شجاعت و امید، نه تنها در بستر تاریخی خود معنادار بود، بلکه به دلیل پیام جهانی‌اش، همچنان الهام‌بخش نسل‌های جدید است.
این اثر از منظر آرایه‌های ادبی، زاویه دید و روایت، نمونه‌ای برجسته از ترانه‌سرایی فارسی است. آرایه‌های ادبی مانند استعاره، تشخیص، تلمیح و واج‌آرایی، به ترانه عمق هنرمندانه و موسیقی کلامی بخشیده‌اند که با اصول مطرح‌شده در کتاب «بنیاد ترانه» (مانند برجسته‌سازی و ملوس) هم‌خوانی دارند. زاویه دید ترکیبی اول شخص و دانای کل، ترانه را به اثری صمیمی و در عین حال فراگیر تبدیل کرده است. روایت خطی و نمادین ترانه، با استفاده از تک‌گویی درونی، پیامی قدرتمند از شجاعت و امید را منتقل می‌کند. این ویژگی‌ها، «نترسون» را به یک اثر ماندگار در تاریخ ترانه‌سرایی ایران تبدیل کرده که هم از نظر هنری و هم از نظر اجتماعی تأثیرگذار است. جنتی عطایی با این اثر نشان داد که ترانه با یک لایه بندی درست می‌تواند هم زبان عشق و هم زبان اجتماع باشد، همان‌طور که در گفت‌وگویی همین مورد اخیر را بیان کرده بود. در پایان، بار دیگر برای این ترانه‌سرای بزرگ آرزوی سلامتی می‌کنیم و امیدواریم که میراث هنری او همچنان در قلب مردم ایران زنده بماند. متن اثر را در ادامه بخوانید:


نترسون باغو از گل
نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر
نترسون کوهو از حرف

نترسون بیدو از باد
نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو از رنج
نترسون ما رو از مرگ

نه تیر و دشنه
نه دار و زندون
ستاره ها رو
از شب نترسون!

چه ترسی داره بوسه بر
لبِ خونین آزادی؟
چرا وحشت کنم از عشق؟
چرا برگردم از شادی؟

از این خاموشه تا خورشید
چه ترسی داره پل بستن؟
از این سرچشمه تا دریا
خوشا شکفتن و رستن

نترسون عاشقا رو
از این کولاکِ تاراج
به خواب افتادن از عشق:
پرو باله به معراج

نه تیر و دشنه
نه دار و زندون
ستاره ها رو
از شب نترسون!

کجا پروانه ترسید
از حریرِ شعله پوشیدن ؟
کجا شبنم هراسید
از شرابِ نور نوشیدن؟

از این شب – گوشه ی خاموش
از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی
سلام ای روشنِ فردا

نترسون باغو از گل
نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر
نترسون کوهو از حرف

نترسون بیدو از باد
نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو از رنج
نترسون ما رو از مرگ

نه تیر و دشنه
نه دار و زندون
ستاره ها رو
از شب نترسون!

پا نویس ها:
1- برای اطلاعات بیشتر درباره ویژگی های یک پیام در ترانه. اصول رومان یاکوبسن را در کتاب بنیاد ترانه بخوانید.

2- ساختار ترانه باید با ساختار موسیقی منطبق باشد و ربطی به ساختار وزن شعر کلاسیک ندارد. برای اطلاع بیشتر به قسمت موسیقی در فصل دهم بنیاد ترانه مراجعه کنید. کتاب های ساسان فاطمی و اطلاعات عمومی موسیقی آقای آزاده فر نیز در همین زمینه مطالب مرتبطی دارند.

3- زحافات رکن های مشابه با تغییرات جزئی در حد یک هجا هستند برای اطلاعات بیشتر فصل دوم بنیاد ترانه را بخوانید.
4- تشریح و توضیح این بیت در یک مقاله دیگر به صورت مفصل در سایت من موجود است.

5- متاسفانه تکرار برای ذهن خواننده و آهنگساز کنونی ایران قابل درک نیست و در اکثر موارد به فقر واژه تعبیر می شود!
6- یک بار خواننده ای به من گفت اثرت آن ندارد! درباره مساله دوین دی کتاب لورکای عبدالعلی دستغیب را بخوانید.
7- متن اصلاح نشده و کمی ایراد دارد و اصلا قرار نبود به این زودی منتشر شود. صرفا چون از وضعیت جسمی ناخوشایند جنتی عطایی مطلع شدم کل مطلب را برای شما گذاشتم و نیازمند کمی ویراستاری ادبی است.!

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق مادی و معنوی برای علی کمارجی محفوظ است. 1380-1404